* با توجه به اين كه
حدود يك سال از اولين
كارتان مىگذرد، چرا
كار ديگرى منتشر
نكردهايد؟
من همواره در حال
نوشتن هستم اما
ظاهراً در اين وانفسا
آن چه بر كاغذها
مىآيد فقط نشانهاى
از عمل نگارش است و
بس.
مسأله زمان و كم و
كيف آن دراين فرايند
نقش و دخالت مستقيم
دارد. به خصوص در
سالهاى اخير كه
روزنامهنگارى مشغله
اصلىام بوده، زمان،
سرعت غافلگير
كنندهاى پيدا كرده
است. انگار همه
اتفاقات و مقولات
نوشته و نانوشته در
تاريخ سريعاً دارد
بازخوانى و بازتوليد
مىشود. در حال حاضر
روزنامهنگارى در
جامعه، به لحاظ چند
شكلى بودن، خصلت
شتابنده و امكانات
فوقالعاده
ساختارىاش، جانشين
آن نوع قصهنويسى و
ادبياتى شده كه
مىخواهد واقعيت را
بيان گرى كند.
بنابراين در اين
وضعيت متناقض بديهى
است كه من نيز بخشى
از ذهنيت نوشتارى خود
را به متنهاى
روزنامهاى اختصاص
دادهام.
*ظاهراً چاپ كتاب شما
با سرمايهگذارى شخصى
بوده، نظرتان درباره
اين موضع يعنى پرداخت
وجه براى چاپ كتاب
چيست؟
ماجراى درآوردن كتاب
با سرمايه شخصى آن هم
در شرايط اين زمان و
مكان، چنان مثال زدنى
است كه هر يك از ما
مثنوى هفتادمن آن را
بر دوش مىكشيم. اين
مسأله با همه
سادگىاش به گونهاى
پيچيده سازى شده كه
گويى هرگز حل و فصل
نخواهد شد به عنوان
نويسنده و شاعرى جوان
چه انتظارى از
مسؤولان فرهنگى براى
رفع مشكل چاپ و
انتشار كتاب داريد؟
به گمان من اكنون وقت
آن رسيده كه منتظر
اتفاقات مهم در عرصه
توليد انديشه و
انتشار فراگير آن
باشيم. البته اين
روند نيازمند ساز و
كار خاص خود است و
همچنان كه پيشتر گفتم
بايد سمت و سوى
اجرايى و استراتژيك
داشته باشد. نخست
لازم است كه در
شيوههاى اطلاعرسانى
و كتابدارى فعلى
تجديدنظر شود
متأسفانه
كتابخانههاى عمومى
كشور به صورت خلوت
خانههاى ذهنى عمل
مىكنند، يعنى واقعيت
حضورى آنها فراموش
شده است، چرا؟ يك
دليل اين اتفاق را
مىتوان در نگاه و
روش نهادهاى رسمى
مسؤول جستوجو كرد،
آنها همواره چنان كه
خود خواستهاند
كتابها را انتخاب و
گزينش كردهاند كه
خوشبختانه بعد از
واقعه دوم خرداد 76
نشانههاى تقليل و
تعديل اينگونه نگرش
آشكار شده است. ديگر
اين كه در مراكز
آموزشى و دانشگاهى
كشور، عمدتاً ادبيات،
هنر و فرهنگ معاصر
مورد توجه قرار
نگرفته و به عنوان
مقولهاى »خارج از
محدوده« به آن
پرداختهاند.
*كتاب شما با مشكل
پخش روبهرو بود يا
خير؟
وقتى اوضاع چنين
نابهسامان باشد كه
كتاب مطرحترين
شاعران، نويسندگان و
مترجمان كشور زير سقف
سه هزار جلد نافروش
بماند، بديهى است كه
آثار نو آمده هيچ
تنورى را گرم نمىكند
تا »اهل پخش« محترم
از آن به نان و نوايى
برسند.
* عكسالعملها
درباره كتاب »افسانه
رنگهاى دونادون«
چگونه بود؟
كتاب من به طور كلى
با چند نوع واكنش
روبهرو شده، برخى كه
خود را منتقد
مىپندارند و اين جا
و آنجا به اين عنوان
رسميت يافتهاند
اولين اتهامات را
چنين وارد مىكنند كه
»كتاب براساس
نظريههاى پست
مدرنيستى نوشته شده
در حالى كه ما هنوز
مدرنيسم را هم تجربه
نكردهايم، لذا اصالت
اين جايى ندارد« يا
»اين كتاب فاقد
انسجام ساختارى و
پرداخت اصولى است« و
از اين دست عرايض.
جالب اينجاست كه
عمدهترين منبع تأثير
من در نگارش اين كتاب
يكى از دفاتر كلام
»يارسان« در قرن ششم
بوده كه به زبان
گورانانه نوشته شده و
نسخه خطىاش نشانگر
ساختار تركيبى و صورت
تناسخى آن است.
البته در اين ميان
اساتيد ديگرى هم
هستند كه ترجيحاً
سكوت را برگزيدهاند
و در همه حال و احوال
چنيناند، گاهى نيز
در مصاحبههايشان با
رعايت جوانب احتياط
به اشارهاى از چند
نفر اسم مىبرند و
خوبان و بدان را بر
مىشمارند كه
بگذريم...
اما هر كتابى سرانجام
سرنوشت خاص خود را
رقم مىزند و مخاطبان
آن بركنار از صفات
خوب و بد كه مىدانيم
ريشه در نظام
تقابلهاى متافيزيكى
دارد با آن به ديالوگ
مىپردازند. »افسانه
رنگهاى دونادون« از
اين نظر خوش اقبال
بوده، من دست كم صداى
سيصد خواننده كتاب را
روى نوار ضبط كردهام
كه هر يك حرف و حديث
خود را دارند.