◄ گفت ‏و گو با فرهاد حيدرى‏گوران
  
کتاب هفته
* با توجه به اين كه حدود يك سال از اولين كارتان مى‏گذرد، چرا كار ديگرى منتشر نكرده‏ايد؟

من همواره در حال نوشتن هستم اما ظاهراً در اين وانفسا آن چه بر كاغذها مى‏آيد فقط نشانه‏اى از عمل نگارش است و بس.

مسأله زمان و كم و كيف آن دراين فرايند نقش و دخالت مستقيم دارد. به خصوص در سال‏هاى اخير كه روزنامه‏نگارى مشغله اصلى‏ام بوده، زمان، سرعت غافل‏گير كننده‏اى پيدا كرده است. انگار همه اتفاقات و مقولات نوشته و نانوشته در تاريخ سريعاً دارد بازخوانى و بازتوليد مى‏شود. در حال حاضر روزنامه‏نگارى در جامعه، به لحاظ چند شكلى بودن، خصلت شتابنده و امكانات فوق‏العاده ساختارى‏اش، جانشين آن نوع قصه‏نويسى و ادبياتى شده كه مى‏خواهد واقعيت را بيان گرى كند. بنابراين در اين وضعيت متناقض بديهى است كه من نيز بخشى از ذهنيت نوشتارى خود را به متن‏هاى روزنامه‏اى اختصاص داده‏ام.

*ظاهراً چاپ كتاب شما با سرمايه‏گذارى شخصى بوده، نظرتان درباره اين موضع يعنى پرداخت وجه براى چاپ كتاب چيست؟

ماجراى درآوردن كتاب با سرمايه شخصى آن هم در شرايط اين زمان و مكان، چنان مثال زدنى است كه هر يك از ما مثنوى هفتادمن آن را بر دوش مى‏كشيم. اين مسأله با همه سادگى‏اش به گونه‏اى پيچيده سازى شده كه گويى هرگز حل و فصل نخواهد شد به عنوان نويسنده و شاعرى جوان چه انتظارى از مسؤولان فرهنگى براى رفع مشكل چاپ و انتشار كتاب داريد؟

به گمان من اكنون وقت آن رسيده كه منتظر اتفاقات مهم در عرصه توليد انديشه و انتشار فراگير آن باشيم. البته اين روند نيازمند ساز و كار خاص خود است و همچنان كه پيشتر گفتم بايد سمت و سوى اجرايى و استراتژيك داشته باشد. نخست لازم است كه در شيوه‏هاى اطلاع‏رسانى و كتاب‏دارى فعلى تجديدنظر شود متأسفانه كتابخانه‏هاى عمومى كشور به صورت خلوت خانه‏هاى ذهنى عمل مى‏كنند، يعنى واقعيت حضورى آنها فراموش شده است، چرا؟ يك دليل اين اتفاق را مى‏توان در نگاه و روش نهادهاى رسمى مسؤول جست‏وجو كرد، آنها همواره چنان كه خود خواسته‏اند

كتاب‏ها را انتخاب و گزينش كرده‏اند كه خوشبختانه بعد از واقعه دوم خرداد 76 نشانه‏هاى تقليل و تعديل اينگونه نگرش آشكار شده است. ديگر اين كه در مراكز آموزشى و دانشگاهى كشور، عمدتاً ادبيات، هنر و فرهنگ معاصر مورد توجه قرار نگرفته و به عنوان مقوله‏اى »خارج از محدوده« به آن پرداخته‏اند.

*كتاب شما با مشكل پخش روبه‏رو بود يا خير؟

وقتى اوضاع چنين نابه‏سامان باشد كه كتاب مطرح‏ترين شاعران، نويسندگان و مترجمان كشور زير سقف سه هزار جلد نافروش بماند، بديهى است كه آثار نو آمده هيچ تنورى را گرم نمى‏كند تا »اهل پخش« محترم از آن به نان و نوايى برسند.

* عكس‏العمل‏ها درباره كتاب »افسانه رنگ‏هاى دونادون« چگونه بود؟

كتاب من به طور كلى با چند نوع واكنش روبه‏رو شده، برخى كه خود را منتقد مى‏پندارند و اين جا و آنجا به اين عنوان رسميت يافته‏اند اولين اتهامات را چنين وارد مى‏كنند كه »كتاب براساس نظريه‏هاى پست مدرنيستى نوشته شده در حالى كه ما هنوز مدرنيسم را هم تجربه نكرده‏ايم، لذا اصالت اين جايى ندارد« يا »اين كتاب فاقد انسجام ساختارى و پرداخت اصولى است« و از اين دست عرايض.

جالب اين‏جاست كه عمده‏ترين منبع تأثير من در نگارش اين كتاب يكى از دفاتر كلام »يارسان« در قرن ششم بوده كه به زبان گورانانه نوشته شده و نسخه خطى‏اش نشانگر ساختار تركيبى و صورت تناسخى آن است.

البته در اين ميان اساتيد ديگرى هم هستند كه ترجيحاً سكوت را برگزيده‏اند و در همه حال و احوال چنين‏اند، گاهى نيز در مصاحبه‏هايشان با رعايت جوانب احتياط به اشاره‏اى از چند نفر اسم مى‏برند و خوبان و بدان را بر مى‏شمارند كه بگذريم...

اما هر كتابى سرانجام سرنوشت خاص خود را رقم مى‏زند و مخاطبان آن بركنار از صفات خوب و بد كه مى‏دانيم ريشه در نظام تقابل‏هاى متافيزيكى دارد با آن به ديالوگ مى‏پردازند. »افسانه رنگ‏هاى دونادون« از اين نظر خوش اقبال بوده، من دست كم صداى سيصد خواننده كتاب را روى نوار ضبط كرده‏ام كه هر يك حرف و حديث خود را دارند.
 
 

Copyright © 1383 Farhad Gooran. All rights reserved
نقل مطلب فقط با ذکر نام صاحب اثر و آدرس سايت مجاز است