روز پنج شنبه كتاب
دونادون در تالار هفت
گنبد باز خواني شد.در
اين جلسه كه به كوشش
كانون غير دولتي نجوا
ونشريه فرهنگي ،هنري
ازرنگ برگزار شد،رضا
مختاري ،امير اريان
،حسن محمودي وعليرضا
بهنام ديد گاه هاي
خود را پيرامون كتاب
دونادون مطرح كردند.
البته جناب محمودي به
دلايل نامعلوم غايب
بود اما متني را كه
روي وبلاگش نوشته بود
ان جا خوانديم وحالا
اول گزارش روز نامه
مدبر را بخوانيد كه
امروز چاپ شده وبعد
هم شرح شنيدني رضا
مختاري وحسن محمودي
را ...
متن عاشقانه در
تلاش براي خوانده
نشدن
اين كتاب به نوعي
خودش را به سپيده دم
نوشتار ايراني پرتاب
كرده ودارد فاصله
تاريخي را پر مي كند
. رنگ هاي دونادون
حكايتي است با تكه
هاي مختلف كه اصراري
به ارايه موجوديت
مستقل ومجزا كه به
شكل ارگانيك به هم
بچسبد ندارد و تنها
روايت به خاطر روايت
در متن وجود دارد .
عليرضا بهنام در اين
جلسه ضمن بيان مطلب
فوق گفت : در كتاب
تلفيقي صورت نمي گيرد
تنها قصه و شعر كوتاه
است و تمهيد هاي ديگر
كه به عنوان روايت
ارجاع شده ،قصه تنها
فضا به
فضا مي شود مردي كه
يك زني را دوست مي
داشته در ميانه ماجرا
دچار فضا هاي موهومي
مي شود شعر وقصه
وروايتي كه پيوند
دهنده اين هاست هر
كدام مستقل است اگر
قرار بود اثري بيايد
كه هيچي نباشد وهمه
اينها باشد بايدحركتي
از بيان شعري به بيان
نثر واز بيان هنري به
گزارش وبالعكس مي بود
كه چنين اتفاقي در
كتاب نيفتاده .
امير اريان نيز
گفت:كتاب اگر شبي از
شب هاي زمستان مسافري
( اثر ايتالو
كالوينو) و رنگ هاي
دونادون هر دو به
نوعي دارند هويت
ادبيات را زير سوال
مي برند كتاب حضور
ندارد وبا هويتي
ديگردر جايي ديگر
ظاهر شده ودر اين
ميان هويت كتاب به
عنوان رمان زير سوال
مي رود .
اريان افزود:در كتاب
گوران نگاه متافيزيكي
به محدوده زانرهاي
ادبي زير سوال مي رود
وتفاوت كار او با
كتاب (اگر شبي از...)
در اين است كه در
كتاب كالوينو كتاب در
خود كتاب نقد مي شود
كه علاوه بر زير سوال
بردن هويت ادبيات
،هويت خود را نيز
بحراني مي كند.