◄ شرق - پنج شنبه 18 دی 1382

«نوشتن در فضاي وب ، اين پديده مقدس ، مرا ياد اسطوره هاي باستاني مي اندازد. ياد عصر نانوشته ها.»

اين جملات را در گفت وگويي يافتم با ميكاييل جويس. او معروف است به نويسنده ابرمتن [hyper txt]، متن هايي كه به واسطه فناوري نوشتن و خواندن امكان پذير شده اند.

در واقع از آن زمان كه صفحه سيال رايانه ها به كار افتاد و امكان ارجاع و پيوند كلمات ، تصاوير و صداها پديد آمد ، نوعي از نوشتن شكل گرفت كه از حالت يك بعدي صفحه كاغذي فراتر رفت و فضايي چند بعدي خلق شد مبتني برلينك و ارجاع. رايانه، خواهي نخواهي سنت تاريخي نوشتن و به تبع آن خواندن را به چالش كشيده است . جهان خطي پاپيروس و گوتنبرگ پوست انداخته و فيزيك زبان در مركز توجه قرار گرفته است . در اين فضاي يكسر متفاوت ، قدرت انتقال پذيري زبان نامحدود است و متغير، اتفاقي كه مري كريگر آن را«ميل به نشانه طبيعي» ناميده است. با اين حال اين جا ديگر ، نشانه ، نشانه نيست چنان كه متن هم متن نيست و صرفاً با رويداد هايي تو در تو و البته اختياري رو به رو هستيم . نوشتن مجازي همان قدر به واقعيت نزديك است كه پول مجازي و مبادله اقتصادي معطوف به آن . رويكرد بازي گرانه نوشتن مجازي را به برداشت هاي انتزاعي و ذهنيت پردازانه فرو نكاهيم كه مسئله چيز ديگري است .

- تفاوت واقعيت مجازي با جهان و هستي واقعي در چيست ؟

- كدام تفاوت ؟ من كه تفاوتي نمي بينم .

جويس با رندي تمام از پرسش هاي به قول خودش«مصرف شده» مي گذرد . او نويسنده « بعد از ظهر ، يك داستان» [۱۹۹۱] است كه يكي از مشهور ترين ابرداستآن هايي است كه تا به امروز نوشته شده ، ابرداستاني جذاب و متفاوت كه هر كلمه آن نشانه اي است به كلمات ديگر . جويس به اتفاق جي باتلر و جان. بي . اسميت پروژه « فضاي داستان» را تنظيم و تدوين كرده اند كه نمونه اي است مثال زدني از فناوري نوشتن و خلق فضاهاي روايي و ساختاري . آنها تمهيدات لازم را براي ايجاد امكانات نوشتاري در فضاي وب و چگونگي آفرينش ابرمتن هاي ارجاعي و پيوندي توضيح داده اند .جويس مي گويد:« فيزيك زبان را فراموش نكنيد . كلمه روي صفحه كاغذي ، مرده اي است كه به عصاي موسي هم زنده نمي شود .»داستان «دسترسي» جويس ، عبارت است از يك صفحه اصلي و رديفي از كلمات پيوندي . داستان با كلمه« دسترسي» آغاز مي شود. روي اين كلمه كه كليك كنيم مي رسيم به صفحه اي ديگر با اين جمله: «بگذار داستاني برايت بگويم . اين داستان . اين را بگويم . داستان .»

در« دسترسي» با توضيحاتي مستقيم و نامستقيم در باب دستور زبان جملات و صرف افعال و مصادر رو به رو مي شويم . يعني نوعي تعامل ميان روايت گري و توضيح زباني و نحوي آن به چشم مي خورد .

- بله وضع از اين قرار است كه مي بينيد و مي خوانيد ، مسئله اين است كه اين نوع داستان را نمي شود روي كاغذ نوشت يا حتي روي صحنه اجرا كرد . البته صريحاً بگويم كه من با ترجيح اين نوع فضاي نوشتاري بر شكل سنتي كتاب موافق نيستم . اصلاً اين نوع مرزبندي و دامن زدن به دوگانگي «كاغذ» و « وب»را قبول ندارم . اين ها همه امكانات نوشتن در جهان انساني اند خود واقعيت اند و فرآورده دانش و خلاقيت بشري . لطفاً بودريار را با وانموده هايش تنها بگذاريد.

[ريچارد . د. كريستو فارو]

داستان « به دست آوردن يكديگر» بر ساخته كريستو فارو ، نمونه اي ديگر از ابرمتن است ، داستاني به غايت عاشقانه كه زندگي دو شخصيت جوان به نام هاي كنت و لورين را در برمي گيرد . در اين داستان ، عناصر و روش هاي ابرمتن به روشني نشان داده شده است . كريستو فارو در مقدمه « به دست آوردن يكديگر»مي نويسد : «شما بخش هايي از داستاني را خواهيد خواند كه توسط دو شخصيت روايت مي شود اما بيشتر كنت و رينه در آن دخالت دارند ... راه هاي بسياري براي ورود به داستان وجود دارد. پيوند هايي شما را از روايت لورين به روايت كنت مي برد و بالعكس . شما همچنين مي توانيد در جريان داستان بدون تغيير زاويه ديد به جلو برويد يا به عقب برگرديد. در انتهاي صفحه علايمي هست كه با كليك روي آنها به صفحه يا صفحات ديگر مي رويد ...»

پيوندهايي كه زير يكي از صفحات داستان « به دست آوردن يكديگر» به چشم مي خورد از اين قرار است :

- به سوي يك زاويه ديد مشترك

- بازگشت به يك زاويه ديد مشترك

- آنچه كن در آن تابستان به آن انديشيد

- آنچه وقتي بيتاني آنها را ديد ، اتفاق افتاد

- بازگشت به مقدمه

آشكارا معلوم است كه اين داستان با بهره برداري از زاويه ديد متكثر نوشته شده است ، تمهيدي كه چندان تازه نيست با اين وجود چرخش ساختاري داستان و چگونگي شكل گيري آن كاملاً نوآورانه و تامل برانگيز است .

از سوي ديگر انتخاب نحوه خواندن به مخاطب واگذار شده است. مي توانيم تمام داستان را از زاويه ديد كن بخوانيم يا از زاويه ديد دوستان آنها . مي توانيم آن را بر اساس يك دوره مشخص زماني بخوانيم يا دوره هاي مختلف زماني .

آنچه اكنون مورد توجه ابر متن نويسان و نظريه پردازان اين گونه نوشتاري است اين است كه كاركرد زبان در اين وضعيت چگونه است .

ميكاييل جويس مي گويد: « از سوسور تا امبرتو اكو بر زبان به مثابه يك نشانه اختياري تاكيد شده ، فرويد در مقاله«يادداشتي درباره صفحه جادويي» به مسئله نوشتار از منظر ناخود آگاه زبان پرداخت و به دنبال كشف اين نكته بود كه بنيان نوشتار كجاست ؟ در روان آدمي يا مثلاً نخستين سنگ نوشته ها؟ فضاي مجازي نوشتن از سويي محصول عصر پسامدرن است و از سوي ديگر معطوف به گذشته هاي دور ، آن جاكه زبان اسطوره شكل گرفت . نسبت اين فضا با واقعيت شايد همان نسبت اسطوره است با عصر پيش از نوشتار .»

مسئله ديگر، به نقش سنتي كتاب برمي گردد . كتاب به عنوان يك رسانه ، به لحاظ شكلي ، كليتي خطي [ linear totality] دارد . كتاب به ما مي گويد كه چند صفحه دارد و آغاز و پايان آن كجاست . حتي اگر نويسنده روايتي غير خطي را اجرا كرده باشد باز ما كتاب را از اول به آخر مي خوانيم. به تعبير ديگر خطي بودن تقديرناگزير كتاب است اما« وب صفحه» اين خاصيت را دارد كه هم روايت و ساختار داستان غيرخطي شود هم رسانه آن . از همه مهم تر اينكه وب صفحه جان دارد و مي تواند تركيبي ازكلمه، رنگ، صدا و تصوير باشد يا تهي از همه اين ها . از همين جاست كه دري و درهاي ديگر به جهان داستان باز مي شود. اين تصور كه داستان نويسي الزاماً با كلمه سر و كار دارد به شدت رنگ باخته است . محوريت كلمه در داستان و زيبايي شناسي وابسته به آن ، دست كم دو دهه است كه با آثار جان بارت ، كوور ، جويس ، كتي اكر ، كريستو فارو، جورج . پي . لندوو ، جي . دي . باتار و ... به طور جدي به چالش كشيده شده است. باتلر در كتاب « نوشتن فضا ، رايانه ، ابرمتن ، و تاريخ نوشتار» به دقت در باب سلطه كلمه در داستان و ضرورت شالوده شكني آن ، سخن گفته است .ديگر نويسنده اي كه در جهان مجازي نويسي جايگاه درخوري دارد ، رابرت كوور است. كوور در شكل گيري و فراگير سازي ابرمتن، نقش مهمي به عهده گرفته ، هم از حيث نظريه پردازي و هم از نظر نگارش خلاقه ناداستان [ non- fiction ] و ابرمتن . كوور در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه « آيا نشر الكترونيكي كتاب[book- E] سرانجام جايگزين كتاب هاي چاپي خواهد شد ، يا نه؟» مي گويد كتاب و ديگر محصولات چاپي به عنوان يك رسانه كماكان وجود خواهند داشت ، چنان كه خوشنويسي [calligraphy ] در برابر تايپ ماشيني و نقاشي در برابر عكاسي به حيات خود ادامه داده اند . اما نشر الكترونيكي و ساز و كار پيچيده ، سحرانگيز و جادويي آن، اشكال جديد نوشتن را به وجود آورده و همچنان خواهد آورد . حتي مي توانيم اميدوار باشيم كه اين فرايند ديونوسوسي ، تصور ما از خواندن و نوشتن را هم تغيير دهد كه تا به همين جا [حدود دو دهه پس از بروز و فراگيري آن] اين اتفاق افتاده است .

<
لینک ثابت>     <لینک به اصل مطلب در شرق>
 

 








 

 

Copyright © 1383 Farhad Gooran. All rights reserved
نقل مطلب فقط با ذکر نام صاحب اثر و آدرس سايت مجاز است